سبک زندگی

برای «سوگ جمعی» چه کنیم؟

روز گذشته سخنگوی دولت با ابراز همدردی با همه مردم ایران نسبت به حوادث دیماه و تاکید بر «کمک برای به رسمیت شناخت شدن سوگ عمومی» خواستار کمک برای طی شدن درست فرآیند این سوگ شد؛ این در حالیست که می‌دانیم سوگ‌ها هرچند واکنشی به بحران‌ها هستند اما تداومش می‌تواند باعث افزایش اضطراب و نگرانی شدید از امنیت و آینده شود که می‌توان با مدیریت، بتدریج از آن خارج شد.

گوهریسنا انزانی- روانشناس اجتماعی در گفت‌وگو با وارمگ،‌ در این خصوص با اشاره به مفهوم «سوگ» می‌گوید: سوگ، فرایندی عاطفی است که فرد پس از «از دست دادن یک شخص»، رابطه یا حتی بخشی از هویت خود تجربه می‌کند؛ تجربه‌ای که می‌تواند اشکال و شدت‌های متفاوتی داشته باشد و واکنش افراد به آن یکسان نیست.

وی با اشاره به اینکه «سوگ» به چند دسته تقسیم می‌شود،‌ در توضیح بیشتر این تقسیم‌بندی گفت: «سوگ معمولی» شایع‌ترین نوع سوگ است که به‌عنوان واکنشی طبیعی به فقدان شناخته می‌شود و با احساساتی مانند غم، اندوه، افسردگی، ناراحتی و سردرگمی همراه است. این احساسات، در صورت دریافت حمایت اجتماعی، به‌تدریج کاهش پیدا می‌کنند و فرد به تعادل روانی بازمی‌گردد. «سوگ پیچیده» نیز سوگی است که فرد نمی‌تواند با فقدان و احساسات ناشی از آن کنار بیاید. شدت هیجانات آن‌قدر بالاست که عملکرد روزمره و کیفیت زندگی فرد را مختل می‌کند و نیازمند مداخله تخصصی است. «سوگ پیش‌بینی‌شده» نیز سوگی است که پیش از وقوع فقدان آغاز می‌شود: زمانی که یکی از عزیزانِ فرد به بیماری سخت و لاعلاج مبتلاست، فرد پیش از مرگ او وارد فرایند سوگ می‌شود. این نوع سوگ از نظر عاطفی بسیار پیچیده است، زیرا همزمان امید به بهبود و نگرانی عمیق از دست دادن وجود دارد.

این روانشناس در ادامه به «سوگ ناشی از مرگ» به عنوان یکی از شناخته‌شده‌ترین انواع سوگ که در پی از دست دادن اعضای خانواده، دوستان یا همکاران شکل می‌گیرد اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: این نوع از سوگ با احساساتی مانند غم عمیق، خشم، احساس گناه و اندوه شدید همراه است.

انزانی همچنین «سوگ ناشی از تغییرات بزرگ زندگی» را از دیگر انواع سوگ می‌داند و توضیح می‌دهد: مهاجرت، از دست دادن شغل، تغییر وضعیت سلامت، بازنشستگی یا هر تغییری که بخشی از هویت فرد را تحت تأثیر قرار دهد، می‌تواند تجربه سوگ را به همراه داشته باشد. «سوگ مرتبط با آسیب‌های روانی» نیز در پی حوادث ناگواری مانند جنگ، سیل، زلزله یا سایر فجایع رخ می‌دهد؛ حوادثی که علاوه بر تجربه مرگ، آسیب‌های عاطفی عمیقی بر سلامت روان افراد برجای می‌گذارند. در «سوگ مبهم یا همزمان» نیز، فرد احساس از دست دادن دارد اما فقدان به‌طور واضح قابل تعریف نیست؛ مانند از دست دادن یک عزیز به‌دلیل اعتیاد. همین ابهام، فرایند سوگ را پیچیده‌تر می‌کند.

سوگ جمعی، واکنشی به بحران‌های گسترده

انزانی با تأکید بر اینکه انواع مختلف سوگ، واکنش‌های متفاوتی را در افراد ایجاد می‌کند و هر فرد تجربه‌ای منحصربه‌فرد از این فرایند عاطفی خواهد داشت، به نوع دیگری از سوگ، از «سوگ‌های جمعی» می‌پردازد و توضیح می‌دهد: برخی از سوگ‌ها محدود به تجربه فردی نیستند، بلکه یک گروه یا حتی یک جامعه را درگیر می‌کنند. در این نوع سوگ، افراد به‌صورت هم‌زمان و مشترک، فقدان یا بحرانی واحد را تجربه می‌کنند. سوگ جمعی معمولاً در واکنش به بحران‌های گسترده شکل می‌گیرد؛ بحران‌هایی که احساساتی چون غم، درد و اندوه را در سطح جامعه گسترش می‌دهند. فجایع طبیعی مانند سیل و زلزله یا رویدادهای ناگوار اجتماعی، می‌توانند جامعه را وارد وضعیت سوگ جمعی کنند.

انزانی با اشاره به همه‌گیری کرونا می‌گوید: نمونه بارز سوگ جمعی را در دوران کرونا شاهد بودیم؛ دوره‌ای که حجم بالایی از فقدان، جامعه را به‌طور هم‌زمان درگیر کرد و افراد احساس می‌کردند در اندوه یکدیگر شریک هستند. در سوگ‌های جمعی، همبستگی اجتماعی افزایش پیدا می‌کند و افراد تمایل دارند کنار یکدیگر باشند، با هم گفت‌وگو کنند و در مراسم و آیین‌های جمعی حضور داشته باشند تا احساس تنهایی کمتری را تجربه کنند.

اثرات بلند مدت سوگ جمعی بر جامعه

با این حال، این روانشناس هشدار می‌دهد که سوگ جمعی می‌تواند اثرات بلندمدتی نیز بر سلامت روان جامعه بر جای بگذارد. تجربه بحران‌های گسترده، احساس ناامنی را در افراد تقویت می‌کند و این احساس می‌تواند حتی پس از پایان بحران نیز ادامه داشته باشد.

انزانی در ادامه، با اشاره به نقش خدمات تخصصی سلامت روان می‌افزاید: در شرایطی که هنوز فرهنگ مراجعه به مشاوره و روان‌درمانی به‌طور کامل در جامعه نهادینه نشده، بسیاری از افراد ممکن است از دریافت کمک تخصصی محروم بمانند؛ مسئله‌ای که می‌تواند پیامدهای روانی سوگ‌های جمعی را عمیق‌تر و ماندگارتر کند. در این میان،‌ انتشار مداوم اخبار و تصاویر منفی، به‌ویژه در دنیای امروز که اطلاعات با سرعت بالا و بدون وقفه در دسترس قرار می‌گیرد، می‌تواند اثرات عمیق و گاه آسیب‌زایی بر افراد و جوامع بر جای بگذارد؛ تأثیراتی که در کودکان و نوجوانان شدیدتر و ماندگارتر است.

پیامدهای مواجهه مستمر با اخبار منفی؛‌ افزایش اضطراب و نگرانی شدید درباره امنیت و آینده

به گفته وی، یکی از مهم‌ترین پیامدهای مواجهه مستمر با اخبار منفی، افزایش اضطراب و نگرانی شدید درباره امنیت و آینده است که می‌تواند دوره سوگواری را طولانی‌تر کند.

قرار گرفتن مداوم در معرض اخبار منفی می‌تواند به فرسودگی عاطفی منجر شود

انزانی می‌افزاید: در بسیاری از افراد، این وضعیت به احساس افسردگی، ناامیدی و ناتوانی منجر می‌شود؛ احساسی که فرد تصور می‌کند هیچ کنترلی بر زندگی خود ندارد و همین مسئله سطح استرس و اضطراب را به‌طور چشمگیری افزایش می‌دهد. از همین رو، قرار گرفتن مداوم در معرض اخبار منفی می‌تواند به فرسودگی عاطفی منجر شود؛ حالتی که فرد از نظر روانی خسته است و حتی نمی‌داند برای بهبود حال خود چه اقدامی باید انجام دهد.

انزانی در همین راستا به آشفتگی فضای رسانه‌ای اشاره می‌کند و می‌گوید: در شرایطی که حجم بالایی از اخبار و تصاویر در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها منتشر می‌شود، تشخیص اطلاعات درست از نادرست برای بسیاری از افراد دشوار است. همین موضوع باعث می‌شود گاهی تصاویر و اخباری ساختگی یا اغراق‌شده در اختیار مردم قرار بگیرد و بحران‌ها و فجایع، بزرگ‌تر و هراس‌انگیزتر از واقعیت دیده شوند. افزایش آگاهی عمومی در این زمینه ضروری است؛ لازم است بدانیم چه اخباری را دنبال کنیم و از چه منابعی اطلاعات بگیریم. چراکه در بسیاری از موارد، دنبال‌کردن مداوم اخبار، به‌ویژه در زمان بحران‌ها، نه‌تنها کمک‌کننده نیست بلکه اضطراب، افسردگی، خشم و فشار روانی را تشدید می‌کند.

علت کاهش احساس همدلی؛‌ مصرف بی‌رویه اخبار منفی

به گفته این روانشناس، پیامدهای روانی مصرف بی‌رویه اخبار منفی می‌تواند به کاهش احساس همدلی، اختلالات خواب و افزایش سطح استرس و فشار روانی منجر شود؛ مسائلی که سلامت روان فرد و جامعه را به‌طور جدی تهدید می‌کند. تصاویر و صداهای منفی، صرف‌نظر از موضوع آن‌ها، تأثیرات عمیقی بر روان انسان دارند. بنابراین اختصاص‌دادن زمان به سرگرمی‌های سالم، تماشای فیلم‌های غیرخشونت‌آمیز، مطالعه کتاب‌های مناسب، گوش‌دادن به پادکست‌ها و کتاب‌های صوتی، و حتی موسیقی بی‌کلام، می‌تواند نقش مؤثری در حفظ آرامش و سلامت روان افراد داشته باشد.

راه‌های کاهش آسیب‌های روانی در سوگواری جمعی

انزانی در ادامه راهکارهایی برای کاهش آسیب‌های روانی ارائه می‌دهد و می‌گوید: اگرچه نمی‌توان به‌طور کامل از اخبار منفی جلوگیری کرد یا رسانه‌ها را خاموش کرد، اما می‌توان دسترسی به آن‌ها را محدود کرد و به مراقبت از خود توجه بیشتری داشت.

او انجام تمرین‌هایی مانند مدیتیشن، یوگا و تمرین‌های ذهن‌آگاهی را مؤثر می‌داند و می‌افزاید: فعالیت‌های بدنی مانند پیاده‌روی و ورزش، نقش مهمی در تخلیه فشارهای روانی دارند. همچنین ارتباط با افراد حمایتگر و مثبت، انتخاب آگاهانه محتوا و پرهیز از گشت‌وگذار بی‌هدف در فضای مجازی، از جمله راهکارهای مهم در این زمینه است.

راه مشخصی برای «تمام شدن» سوگ وجود ندارد

این روانشناس با تأکید بر پیچیدگی فرایند سوگ می‌گوید: سوگ پدیده‌ای عمیق و چندلایه است که به درک، صبوری و حمایت اجتماعی بالایی نیاز دارد. برخلاف تصور رایج، راه مشخصی برای «تمام شدن» سوگ وجود ندارد؛ آنچه امکان‌پذیر است، مدیریت تدریجی آن و «یادگرفتن کنار آمدن با فقدان» است.

به گفته وی،‌ نخستین و مهم‌ترین گام در مواجهه با سوگ، پذیرش احساسات است؛ احساساتی مانند غم، افسردگی، خشم، ترس، احساس گناه یا هر هیجان دیگری طبیعی هستند و نباید سرکوب شوند. لازم است فرد با خود مهربان باشد، از قضاوت‌کردن خود پرهیز کند و به هیجانات درونی‌اش توجه نشان دهد.

این روانشناس همچنین بر اهمیت دریافت کمک تخصصی تأکید می‌کند و می‌افزاید: مراجعه به مشاوران و روان‌شناسانی که در حوزه سوگ تخصص دارند، می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد. در کنار آن، استفاده از حمایت دوستان، خانواده و شبکه‌های اجتماعی امن، احساس تنهایی را کاهش می‌دهد و به فرد کمک می‌کند بار عاطفی فقدان را سبک‌تر کند. علاوه بر این، صحبت با دوستان مورد اعتماد درباره احساسات و افکار، یکی از راه‌های مؤثر در عبور سالم‌تر از سوگ است. همچنین مراقبت از سلامت جسمی نقش مهمی در سلامت روان دارد؛ پیاده‌روی، تمرین‌های تنفسی، مدیتیشن، خواب کافی و توجه به نیازهای بدنی، همگی در کاهش فشار روانی مؤثرند.

وی در ادامه با اشاره به نقش آیین‌ها و مراسم یادبود می‌گوید: حضور در این مراسم‌ها، اگر با همدلی همراه باشد، می‌تواند به تسکین درد کمک کند. صحبت‌کردن از خاطرات خوب فرد ازدست‌رفته و زنده نگه‌داشتن یاد او، بخشی از فرایند سالم سوگ است. فعالیت‌های معنوی و مذهبی نیز می‌توانند نقش آرام‌بخش داشته باشند؛ دعا، مراقبه و فعالیت‌های معنوی، برای بسیاری از افراد منبع آرامش و تسکین روحی هستند و به آن‌ها کمک می‌کنند معنای عمیق‌تری برای رنج خود پیدا کنند.

فرو رفتن طولانی‌مدت در تنهایی می‌تواند سوگ را تشدید کند

او اما در فرایند سوگواری نسبت به بروز انزوا در افراد هشدار می‌دهد و می‌افزاید: فرو رفتن طولانی‌مدت در تنهایی می‌تواند سوگ را تشدید کند. حتی ارتباط ساده با یک دوست، نشستن در فضایی آرام مانند کافه و چند دقیقه گفت‌وگو، می‌تواند اثر مثبتی بر حال روانی فرد داشته باشد. باید توجه کرد که غرق‌شدن کامل در احساسات و اختصاص تمام وقت به اندوه، لزوماً کمک‌کننده نیست و ممکن است فرد را در غم نگه دارد. خروج از سوگ فرایندی زمان‌بر است و نیاز به صبوری دارد. نباید به خود فشار آورد تا زودتر «بهبود» پیدا کرد؛ شفا در زمان مناسب و با مراقبت تدریجی اتفاق می‌افتد. 

وی همچنین تأکید می‌کند: در دوران سوگ، بهتر است افراد تا حد امکان از دنبال‌کردن اخبار منفی و مشاهده تصاویر آزاردهنده پرهیز کنند، چرا که این محتواها می‌توانند اندوه و اضطراب را تشدید کنند.

این روانشناس در ادامه با اشاره به نقش خانواده در مواجهه با اخبار منفی می‌گوید: محافظت از خانواده، به‌ویژه در برابر اخبار جنگ، بحران‌ها و تصاویر خشونت‌آمیز، یکی از چالش‌های جدی امروز است؛ چراکه این محتواها می‌توانند اثرات عمیق و شدیدی بر اعضای خانواده، به‌خصوص کودکان، نوجوانان و افراد حساس بر جای بگذارند. والدین باید مسئولیت سرپرستی روانی خانواده در شرایط بحرانی را بپذیرند. در همین راستا، لازم است دسترسی به اخبار منفی محدود و از پخش اخبار با صدای بلند در خانه پرهیز شود و برای دنبال‌کردن اخبار، زمان‌بندی مشخصی در نظر گرفته شود. همچنین استفاده از فیلترها و محدودیت‌های مناسب برای کودکان و نوجوانان ضروری است تا سطح اضطراب آن‌ها افزایش پیدا نکند.

این روانشناس با اشاره به فضای مدرسه و اجتماع می‌افزاید: کودکان و نوجوانان نیز ممکن است در محیط‌های آموزشی یا اجتماعی، حرف‌ها و اخباری بشنوند که لزوماً با واقعیت منطبق نیست. به همین دلیل، مهم است که والدین با ترس‌ها و نگرانی‌های کودکان مواجه شوند، از آن‌ها بپرسند چه چیزهایی شنیده‌اند یا چه تصاویری دیده‌اند و به احساساتشان توجه نشان دهند. نمی‌توان کودکان و نوجوانان را به‌طور کامل از جریان اطلاعات جدا کرد، زیرا از همان زمانی که وارد فضای آموزشی می‌شوند، تبادل اطلاعات میان آن‌ها شکل می‌گیرد. بنابراین، ایجاد حس امنیت و آرامش در خانه اهمیت ویژه‌ای دارد. حفظ روتین‌های روزانه، برنامه‌ریزی منظم و پایبندی به نظم خانوادگی، به کاهش استرس کودکان کمک می‌کند.

به گفته وی، شلوغی، تنش، صدای بلند تلویزیون و فضای پراضطراب در خانه می‌تواند نگرانی‌ها را تشدید کند و باید تا حد امکان کاهش یابد. به جای تمرکز مداوم بر بحران‌ها، بهتر است مهارت‌های مدیریت اضطراب و استرس در کودکان تقویت شود؛ مهارت‌هایی مانند تمرین‌های تنفس عمیق، بازی، نقاشی، داستان‌نویسی، ورزش‌های سبک و فعالیت‌های خلاقانه.

انزانی با اشاره به اهمیت کمک تخصصی می‌گوید: اگر اضطراب کودکان یا اعضای خانواده شدت پیدا کرد، حتماً باید از مشاوره روان‌شناسی کمک گرفت. خوشبختانه در شرایط کنونی، دسترسی به مشاوره‌های آنلاین نیز فراهم است و می‌تواند نقش مؤثری در کاهش فشار روانی داشته باشد.

وی در ادامه خاطرنشان می‌کند: گرچه آگاهی از اخبار در زمان بحران قابل درک است، اما باید توجه داشت که در چنین شرایطی، شایعات بیشتر می‌شوند و بسیاری از مسائل از کنترل ما خارج هستند. آنچه در اختیار ماست، مدیریت افکار و احساسات خودمان است. گفت‌وگوی بیشتر میان اعضای خانواده، حفظ روحیه جمعی، انجام فعالیت‌های شاد و سرگرم‌کننده در کنار یکدیگر و تکیه بر حمایت خانوادگی، می‌تواند به بازگشت تدریجی آرامش کمک کند. اگر هر فرد مسئولیت افکار، احساسات و رفتار خود را در موقعیت‌های بحرانی بپذیرد و از خانواده‌اش مراقبت کند، آرامش به‌تدریج به سطح جامعه نیز بازخواهد گشت.

varmag.ir

Source link

تیم تحریریه وارمگ

تیم تحریریه‌ی varmag.ir متشکل از گروهی از نویسندگان و متخصصان حوزه‌های مختلف است که با اشتیاق و دقت بالا محتوای متنوع و به‌روز را برای شما آماده می‌کنند. هدف ما ارائه اطلاعات دقیق، مفید و جذاب در زمینه‌های مختلف است تا تجربه‌ای ارزشمند و مفید برای مخاطبان عزیز ایجاد کنیم.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا